با کسب اجازه از غرفه دار، این کتاب را تورق کردم و ناگهان چشمم به نقشه ای از بهشهر در سال 1826 میلادی افتاد که تا بحال ندیده بودم. خیلی ذوق زده شده بودم و وقتی که قیمت این کتاب را پرسیدم خیلی حالم گرفته شد. 18000 تومان برای کتابی که در سال 1379 منتشر شده بود. من که از خرید کتاب منصرف شده بودم، از غرفه دار اجازه خواستم تا با گوشی موبایلم عکسی را از نقشه بگیرم. اولین عکس را که گرفتم در کمال بدشانسی باتری گوشی تمام و گوشی به خواب فرو رفت. امروز در اینترنت بدنبال این نقشه گشتم تا اینکه در سایت «NARIA.IR» به این نقشه و توضیحی درباره آن دست یافتم.

در نقشه فوق، کاخ صفی آباد در گوشه سمت راست و بالای نقشه و باغشاه در سمت چپ و عمارت باغ تپه در مرکز تصویر دیده می شود.
«نقشه قلعه اشرف (بهشهر) سال 1826 میلادی:
اشرف توسط شاه عباس اول در مکانی بهشت آسا و پوشیده از درختان لیمو و پرتقال بنا شده است. در زمانی که محل به صورت مقدماتی برداشت شده، هنوز ویرانه های کاخ های بدیع، چشمه ها و باغ ها وجود داشته است. شرق شناس معروف به نام خانیکف بعد از دیدارش در سال 1858 م. از این محل نوشت که «اشرف هنوز یکی از زیباترین باغ های جهان باقی مانده است». محدوده کلی اشرف حکایت از رمز و رازهای فراوانی دارد. در این جا اندیشه طراحی قصر یا باغ، به خصوص تصویری سه بعدی از دیوارهای قلعه به چشم می خورد که فراتر از یک طراحی است. باغ به سان مینیاتورهای شرقی طراحی شده بی آن که طرح، تسلیم وضع موجود محیط و یا خطوط حقیقی طراحی و مناظر گردد و این مساله اولین چیزی است که در نقشه اولیه مد نظر بوده و بالمال اولین پیش فرض مستند طرح به شمار می رود. به هنگام مطالعه، پژوهش و مرمت، این مساله باید به صورت جدی مورد ردیابی قرار گیرد، زیرا این امر پدیده منحصر به فردی در تاریخ طراحی محسوب می گردد که ناشی از اراده شاه عباس بوده است. طرح متمایز هندسی مستطیل شکل نقشه قصر و باغ، یادآور روش های سنتی هنر باغ سازی شرق است. در مقابل قلعه یک باغ قرار داشته که در حاشیه مسیر مرکزی آن درختان سرو با جوی آب و آبشارها بنا شده بود. محورهای ترکیبی باغ به سمت کلاه فرنگی قصر که به واسطه یک حوض مرمر احاطه شده، گرایش داشته اند. ترکیب طراحی معماری تمام بخش های رسمی مربوط به مراسم جشن و سرور، پوشیده از باغ های میوه است. این بخش از باغ در خدمت پوشش فضای سبز برای کلاه فرنگی قصر قرار دارد که دارای معبری با درختان سرو است که به سمت قلعه می رود. محدوده باغ اصلی، قلعه و باغ های دیگر در محوطه وسیعی قرار گرفته اند که به واسطه دروازه هایی محصور شده اند. کمی دورتر از اشرف و در فاصله سه «ورستی» آن، قصر صفی آباد بنا شده که از نظر احجام قابل توجه است. در نقشه ای که در دست است در باب باغ و ویژگی بناهای اداری – رسمی مطلبی ذکر نشده است. اما در اطلاعات پیوست آن در باب ترتیب نگهداری و تخریب آن بحث شده است. بر اساس این اطلاعات، امکان آن می رود که بتوان اندیشه کلی طراحی تمامی منطقه را به دست آورد و با استفاده از مواد تاریخی و بر پایه تمامی اطلاعات طراحی و معماری، مشکلات بازسازی کل منطقه ای را که شاه عباس و اخلاف او به وجود آورده اند، حل و فصل نمود». (هیأت مولفین، نقشه شهرهای ایران در دوران قاجار، ص 45)
منابع:
1- جمعی از مولفین، اطلس تصویری شهرهای ایران در دوران قاجار، ص 45
2- تارنمای ناریا: http://w3.naria.ir/view/1.aspx?id=646

اسامی افراد حاضر در عکس:
ایستاده از راست: ۱- مرحوم حاج سیدرضا حسینی، ۲- مرحوم حاج سید محمدجعفر باقری ۳- سید علی باقری ۴- حاج میررجبعلی حسینی
نشسته از راست: ۱- سید مصطفی حسینی ۲- سید خلیل باقری ۳- حاج سید عباس باقری راد ۴- سید رسول حسینی
از طبیعت عکس پیداست که این عکس در متکازین گرفته شده است. بنده احتمال می دهم که مکان این عکس کنار منزل مرحوم حاج سید محمد جعفر باقری و در کنار چشمه مرکزی محل است.
یکی از کاربران محترم با نام «روح امین» در باره تاریخ این عکس نوشتهاند:
ساعت و تاریخ دقیق این عکس تابستان 1354 ساعت5 عصر کنار چشمه مرکزی محل،
عصرانه (چاشت) در منزل حاج سید محمد جعفر باقری رحمت الله علیه میل شد. یادش بخیر
مطالعه در مورد سرزمین مادری، مستلزم کاوش در لابلای صفحات تاریخ است و یکی از راه های رسیدن به این امر، تحقیق در سفرنامه های موجود درباره منطقه مذکور است. یکی از سفرنامه های موجود درباره مازندران و بهشهر، سفرنامه ناصرالدین شاه قاجار به مازندران است.
ناصرالدین شاه در سال های 1282 و 1292 ه ق دو سفر به مازندران داشته است و در هر دو سفر نیز خاطرات سفر خود را به رشته تحریر درآورده است. موضوع این نوشته ما نخستین سفرنامه ناصرالدین شاه به مازندران است. در اين سفر وي تا اشرف (بهشهر) سفر كرد و سپس به تهران بازگشت. از نقاط قابل توجه اين سفرنامه اين است كه وي در مورد مطلب بهشهر و درياچه عباس آباد و باغشاه (پارك ملت) و روستاهاي بهشهر مطالب جالبي را عنوان كرده است و همین امر سبب شد تا از دل این سفرنامه مطالبی را که درباره شهر اشرف (بهشهر امروزی) است استخراج کرده و بیشتر به آن بپردازیم. انشالله به شرط حیات، به سفرنامه دوم ناصرالدین شاه و مقایسه این دو سفرنامه نیز خواهیم پرداخت.
وی در ابتدای این سفرنامه اینگونه مینویسد:
«روز چهارشنبه هفدهم شهر ذیالقعدهالحرام 1282، پانزدهم بارس ئیل یعنی پانزده روز از عید نوروز گذشته است، به عزم حرکت به طرف مازندران و ساری و اشرف و غیره در طهران از خواب برخاستم»
آنطور که از این سفرنامه پیداست، ناصرالدین شاه در تاریخ چهارشنبه 17 ذیالقعدهالحرام 1282 قمری مصادف با 15 فروردین 1245 شمسی به طرف مازندران حرکت میکند. البته در کتاب ارزشمند اشرفالبلاد که توسط مهندس علیبابا عسگری تألیف شده، تاریخ سفر ناصرالدین شاه سال 1292 ه ق درج شده است که با توجه به مستندات موجود، بنظر میرسد اشتباه صورت گرفته است.
روز یکشنبه 13 ذیالحجه 1282 (احتمالاً برابر با 9/2/ 1245) عزم بهشهر کرده و از سه فرسخی به سمت اشرف حرکت میکند.
ناصرالدین شاه از دهات در طول راه اینگونه نام برده است:
قریههای دست راست یا جنوب راه عبارتند از:
1- آبلو گرایلی نشین: نام جدید این روستا مشخص نیست
2- اچال پل (رستمکلا)
3- گرجیمحله (کوسان بومی)
4- تروجن خالصه
5- چشمه سرملک اشرف (پلنگ خیل)
و قریههای دست چپ و یا شمال راه:
1- سیاوش کلا (میانکاله)
2- اترب (دوراب)
3- شوراب سر (کلست)
4- زیروان سنگر
5- چهار امام سنگر قرا تپه (سنگر سه پشته)
وی در نزدیکیهای بهشهر از پشتهای نام میبرد که که سرسبز و خرم است و خرمی آن حاصل از کشت و زراعت است. شاید این پشته گوهرتپه و یا تپههای واقع شده در شمال جاده امروزی باشند. وی برای صرف نهار بر بالای این پشته رفته و از آنجا به سمت قراتپه تغییر مسیر میدهد و وارد شهر نمیشود. وی تپه قراتپه و اندکی از صحرا را پر از خانه و آبادی بیان میکند. به گفته وی طائفه محمدخان افغان در آنجا سکونت دارد. سپس از آنجا به سمت دریا حرکت کرده و شروع به شکار حیوانات زبان بسته منطقه میکند. پس از شکار به سمت اشرف حرکت کرده و به خیابان شاه عباس میرسد. وی مینویسد:
« به خیابان قدیم شاه عباس مرحوم رسیدیم راندیم انارستان زیادی در دو طرف راه بود بسیار باصفا تا داخل قصبه اشرف شدیم آبادی و خانه بسیار دارد اما کوچههایش گل و کثیف بود وارد باغ شاه عباس شدیم. نارنج و سرو بسیار داشت عمارت چهل ستون دریاچه جدول اطراف دریاچه همه سنگهای تراش معدنی به طول سه ذرع و عرض یک ذرع دو زرع آبشارهای خوش وضع از بالای عمارت چهل ستون باغ را دو نصف نموده تجیر کشیده جهت حرم معین کرده بودند سراپرده زده بودند چشمه آبی میان حوض در زیر کوه واقع است میجوشد از جدولها جاری میشود به میان باغ و دریاچه میریزد. کوههای سبز مشرف بر بالای عمارت عالمی داشت بلبل متصل میخواند هوای باغ نشاطانگیز مثل بهشت. رفتم اندرونی شاه عباس مرحوم را گردش نمودم مشهور است به عمارت باغ تپه، حمام خوبی دارد اطراف دیوارها برج ساختهاند باغ بزرگی است مملو از نارنج اما خراب. بعد آمدم اندرون تالار چهل ستون در اندرون بود قرق شد کشتی کمآلاسینک را در دریاچه انداخته قدری میان دریاچه گشتم از بس باغ دلگشائی بود خستگی به کلی رفع نمود دریغ آفتاب زود غروب نمود قدری ملاحظه نوشتجات نمودم». صفحه 163

تالار چهل ستون باغشاه اشرف (پارک ملت فعلی بهشهر) در سفرنامه اول ناصرالدینشاه

تصویری از تالار چهل ستون باغشاه اشرف (پارک ملت فعلی بهشهر) در سال 1230 ه ش. در مرکز عکس، خرابه عمارت صاحبالزمان دیده میشود

عمارت چهل ستون که به فرمان نادرشاه بجای کاخ دیوانخانه ساخته شد.
روز دوشنبه 14 ذیالحجه ناصرالدین شاه فرمان میدهد تا نهار را در بالای پشته صفیآباد طبخ کنند. لذا از باغشاه (پارک ملت فعلی) حرکت کرده و از عمارت خرابه صاحبالزمان (مسجد صاحبالزمان فعلی) عبور میکند. از یک راه سنگفرش به عمارت صفیآباد میرسد. ناصرالدین شاه از آنجا کشتیهای بخار روسی و کشتیهای ترکمان که نمک و نفت میآوردند را نظاره میکند.

وی میگوید:
«آقا ابراهیم گفت در چهار فرسخی اشرف معدن یخ است. فرستاده بود آوردند.» احتمالاً منظور روستای یخکش باشد. در روز سهشنبه ناصرالدینشاه از ظروف خوبی که مثل کاشیهای براق بودن نام میبرد که در روستای سارو ساخته میشدند. وی به طرف عباسآباد حرکت کرده و چنین میکوید:
« به جانب عباس آباد راندیم. آنجا را شاه عباس ساخته در میان جنگل است. عمارت و دریاچه دارد. بندی نیز ساختهاند. خواستیم آنجا ناهار خورده بعد بر سر جرکه بیائیم. اعتضادالّدوله، میرزا صادقخان و کارگذار خارجه استرآباد بودند صحبت کنان میرفتیم. راه بسیار بد و گل بود. میرزا صادقخان مرخص شد رفت. بلد راه امامقلیخان پسر عباسخان بود. از سارو تولی عباسقلیخان هزار جریبی گذشتیم و از محاذی پلی که رودخانه آبی از جنب آن میگذرد و تیولی امامقلی خانست گذشتیم. از رود به سمت بالا راندیم راه باریک و گل چسبیده پله پله هوا ابر و مه شدت باران در کمال صعوبت طِّی مسافت میکنیم. از پیادههای مازندرانی میپرسم تا عباس آباد چه قدر مسافت است؟ میگویند یک اسب یران هرچند میرویم نمیرسیم. بالاخره رسیدیم. در میان جنگل دیوار کهنه و سنگی پیدا شده بود دریاچه عظیمی نمودار شد اطرافش جنگل شده بود میانش جزیر کوچکی بود شاه عباس ساخته اما حالا خراب است. این دریاچه سه ده اشرف سارو را نود روز تابستان آب میدهد. شاه عباس بندی عظیم آجری محکم استوار ساخته است از ته درّه که مبنای سدّ است تا آنجا که مساوی دریاچه است البته قریب سی ذرع میشود عرض سدّ ده ذرع تخمیناً میشد. از بالای سدّ پلّه بستهاند که پائین میرفت آنجا ناهار خوردیم. یحییخان، طولوزان و پیشخدمتان بودند. بعد از ناهار دورنمای دریاچه را با قلم مداد کشیدیم. بعد از آن سوار شده با پیشخدمتان و معدودی چند قدری اطراف دریاچه تفرّج نمودیم. درختهای بسیار بلند از میان دریاچه روئیده بود خلاصه برگشته به طرف منزل راندیم.» صفحه 165
ناصرالدین شاه از همان مسیر عباس آباد مجدداًبه سمت شمال حرکت کرده و قصد قلعه شاهگله (شاه کیله، امامرود) میکند.
روستاهایی که ناصرالدین شاه در اطراف عباس آباد نام میبرد عبارتند از:
۱- علي تپه؛ ملكي ملا آخوند ملا حسن اشرفي
۲- سارو؛ تيولي[1] عباسقليخان هزارجريبي
۳- پاسنگ (پاسند)؛ تيولي امامقليخان؛ نام پاسنگ كه حكايت از پاي كوه و دامنه دارد نام صحيحتري به نظر ميرسد.
۴ - رباط قاجار (خليلآباد)
۵ – علمدارخيل: یکی از محلات خلیلشهر فعلی
۶ - بدرجه (مهديرجه)؛ ملكي حاجي مهدي تاجر اشرفي
۷- ركافه (ركاوند) و باقرآباد (درحال حاضر اين روستا از بين رفته است)؛ ملكي ذوالفقارخان انزائي
۸- وله مازو؛ ملكي حاجي اشرفي
۹- كلاك؛ ملكي ميرزا يوسف خان اشرفي
۱۰- سراج خيل (سراج محله)؛ تيولي ميرزا
۱۱- خورشيد كلا؛ ملكي رضا قليخان
۱۲- گلوگاه؛ نصف تيولي محمدمهدي خان عمرانلو و نصف تيولي عباسقليخان
روز چهارشنبه شانزدهم ذیالحجه (13/2/1245) که به شدت بارانی بود، از عمارات شاهعباسی و حمام و باغ معتبر آن مینویسد. سپس میگوید که از چهل ستون و باغتپه گذشته و سپس با خوانین ترکمن که از منطقه استرآباد آمده بودند دیدار میکند. سپس از همان راه صحرا به منزل چهار امام (چهار قلعه عبدالملکی) میرود. وی از سوارههای کارآمد عبدالملکی که در حسین آباد و ناصرآباد[2] (امیرآباد) زاغمرزین نشینند تعریف و تمجید میکند.
روز پنجشنبه هفدهم ذیالحجه (14/2/1245)
اهل اردو وسایل باران خورده را خشک کرده و شاه به قصد تفرج به میانکاله میرود. و به گفته خودش به وی در این روز بسیار خوش میگذرد.
روز جمعه هجدهم ذیالحجه (15/2/1245)
شاه در این روز به قصد منزل مقیمی در میانکاله حرکت میکند و کسانی که به خدمت شاه میرسند به نوذرآباد میروند تا شاه با خیال راحت به شکار حیوانات منطقه بپردازد. وی در این روز و روز شنبه فقط به شکار پرداخت و به گفته وی 110 مرال و انبوهی از قرقاول و ... شکار شد. ناصرالدین شاه قصد داشت تا انتهای شبه جزیره میانکاله که آن را «سرتک» مینامد برود. وی میگوید چهار ساعت مانده به غروب محاذی عاشورا ده رسید. و سپس به منزل مقیمی در میان کاله برمیگردد.
روز یکشنبه نوزدهم ذیالحجه (17/2/1245)
ناصرالدین شاه در این روز به سمت نوذرآباد که در چهار فرسخی منزل مقیمی واقع است حرکت میکند. از نکات جالب این سفرنامه در این روز اتفاق میافتد. کشتی بخاری روس که که از عاشوراده به سمت فرحآباد در حرکت بود پادشاه را دیده، لنگر انداخته و احترامات لازمه را بجا میآورد.
یکی از نکات دیگر حضور یک مهندس فرانسوی بنام «بنزک» در منطقه گوهرآباد و دهنه رود نکا برای امور عمرانی است. ناصرالدین شاه از آن مسیر به سمت نوذرآباد رفته و سپس روز بعد به سمت فرحآباد و ساری حرکت میکند. و اینگونه سفر ناصرالدینشاه در بهشهر به پایان میرسد.
[1] - واژه «تیول» در لغت به معنی چیزی به عوض چیزی واگذاردن است. در اصطلاح دیوانی ملک یا کارخانه ای بوده است که از جانب پادشاه یا دولت به کسی (تیولدار) واگذار می شد تا مستمری و وظیفۀ خود را از مالیات یا عواید آنجا به طور مستقیم و بلا واسطه اخذ نماید و در عمل در حداکثر موارد مبلغی که تیولدار از تیول واگذار شده حاصل میکرد.
[2] - ناصرالدین شاه در سفرنامه دوم میگوید: اول نامش امیرآباد بوده و حالا ناصرآباد نام گرفته است. احتمالاً وی خواسته با این تغییر نام، نامی از خود در منطقه بجا گذارد.
منابع:
1- نوری، مصطفی، نخستین سفر ناصرالدین شاه به مازندران، پیام بهارستان/ د2، س2، ش7/ بهار 1389
2- عسگری، علی بابا، بهشهر (اشرفالبلاد)،
3- وبلاگ صدرحساب http://sadrehesab.persianblog.ir/page/12
فايل سفرنامه را براي دانلود علاقمندان در اين پست قرار ميدهم.

آدرس وبلاگ: shahidalijan.blogfa.com
یه روز یه ترکه میره جبهه، بعد میشه فرمانده
داداشش شهید میشه
پشت بیسیم بهش میگن:
لا اقل جنازهشو برگردون
ترکه میگه: اینجا پر از داداشای منه! کدومشونو برگردونم!!
داداششو کنار بقیه شهدا میذاره و میاد.
نثار ارواح شهیدان باکری صلوات
با تشکر از حاج سید حمید بابت این متن زیبا

در شهر نوکنده این مراسم با شرکت باشکوه اقشار مختلف جامعه مراسم برگزار شد و در شهر مقدس قم نیز، در بیت فرزند بزرگوارشان این مراسم برگزار شد و از مقامات عالیه این مرد نستوه تجلیل بعمل آمد.
مرحوم حاج حسین قدرتی متکازینی ، پدری فداکار، توانا، دلسوز، محب اهل بیت از پیش ما رفت. روحش شاد یادش گرامی باد. غم از دست دادن عزيزان و نزديكان هميشه سخت و طاقت فرساست، ليكن ابراز همدردي و تسليت و حضور گرم و صميمانه دوستان، آشنايان، بستگان و همكاران باعث تسلي دل غمديدگان مي شود. وظيفه خود مي دانيم به حكم ادب و قدرداني از همه عزيزاني كه در زمان بستري بودن مرحوم مغفور پدرم، نهايت كمك و همراهي و دعا كردند و نيز كليه عزيزاني كه در مراسم تشييع، تدفين و در مجالس ترحيم در بهشهر با حضور تسلي بخش خويش و يا با ارسال پيام تسليت و اهداء تاج گل و دادن پيام كوتاه، ایمیل و يا با تلفن مراتب همدردي خود را با ما اعلام كردند صميمانه تشكر، سپاسگزاري و قدرداني نمائيم. اميدواريم در مراسم شادي و موفقيت و تشرف به حج و عتبات عاليات آنها شركت نمائيم. مجدداً از اظهار همدردي و تسليت همه عزيزان به ويژه شما دوست عزیز و اهالی محترم روستای متکازین قدرداني و تشكر مي نمائيم
باتقدیم احترام و ادب
هادی قدرتی، فرزند مرحوم حاج حسین قدرتی متکازینی
با تشکر از جناب آقای قدرتی، در صورت امکان، عکسی از مرحوم قدرتی را برای بنده ارسال بفرمایید.
با تشکر


